تبلیغات
امیر علی باهوش - جشن عروسی....
جشن عروسی....
  روز اول مهر ماه یه جشن عروسی داشتیم كه بخاطر خانواده داماد تو شیراز برگزار شد.....
ما خانواده عروس بودیم....

جشن خیلی زیبا و شلوغی بود امام تنهای بدی كه داشت پذیرایی بود كه خیلی دیر انجام می شد....
 ساعت 1 بامداد به بعد به ما شام دادن
یعنی امیرعلی اینقدر گرسنه شده بود كه دیگ نای حرف زدن و بازی كردن نداشت...
اونجا جشن عروسی تا سپیده دم ادامه داشت...







    

بقیه در ادامه مطلب:





بعد از عروسی صبح ساعت10به بعد رفتیم زیارت شاهچراغ، جاتون خالی
بعداز اون هم رفتیم بازار و خریدهای جزئی انجام دادیم و سوار شدیم به قصد برگشتن به شهروخونمون
تو راه دیگه ساعت از یك گذشته بود كه امیرعلی دوباره شروع كرد به سر و صدا كه گشنمه ماهم رفتیم یه رستوران كه نهار بخوریم و دوباره حركت كنیم


اینم از ادا و اطوارهای امیرعلی تو رستوران قبل از آوردن غذا(به شدت گرسنه بود)









[ یکشنبه 11 مهر 1395 ] [ 01:35 ب.ظ ] [ مامان امیرعلی ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب