تبلیغات
امیر علی باهوش - خاطرات خیس آبان ماه
خاطرات خیس آبان ماه
سلام و صد سلام به روی ماهه همه دوستای خوبم

تو این مدتی كه نبودم
چی شد و چی گذشت

اول از همه بعد از اینكه گچ پامو در آوردم و از دستش راحت شدم....
هنوز یه كمی درد داشتم كه بهم گفتند باید برم ماموریت اداری برای مدت زیادی ...
البته از این اداره به یه اداره دیگه .....
درست یادم نیست ولی احتمالا از اواسط آبان ماه تا 28 آذرماه ماموریت اداری بودم
اونجا كه بودم نه اینترنت داشت نه هیچی
فقط و فقط كار بود و كار
بعضی مواقع با گوشیم می اومدم به دوستان سر می زدم....
شاید برای خیلی ها پیغام نمی ذاشتم اما مطمئن باشید من به اكثر دوستان سر زدم و جویای احوال بودم
اونجا از ساعت 8 صبح تا 2بعدازظهر باید مدام كار می كردیم و شاید بعضی مواقع كه مشكلی ایجاد می شد یا
تعداد زیاد بود بهمون استراحت می دادن.
خوبی اونجا به این بود كه اكثر كاركنان خانم بود و ما راحت بودیم
خیلی خانمهای خوبی بودن ، خوش رفتار و خوش برخورد............
تو این مدتی اونجا بودم خیلی سرم شلوغ بود واسه همین هر وقت به خونه می رسیدم كلا درگیر كار كردن تو خونه یا خواب بودم....
ونتونستم برای وبلاگم زیاد فعال باشم ..............

پی نوشت1:
دلم برای وبلاگم خیلی تنگیده بود.
پی نوشت 2:
من چه حضور فعال داشته باشم چه نه ، همیشه و در همه حال برای همه آرزوی خوشبختی و سلامتی دارم.

[ یکشنبه 3 بهمن 1395 ] [ 11:55 ق.ظ ] [ مامان امیرعلی ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب